(سال 1397 ، سال حمایت از کالای ایرانی گرامي باد)

صیادی صنعتی، ذخایر دریایی ایران را تهدید می‌کند

صیادی صنعتی، ذخایر دریایی ایران را تهدید می‌کند

صید صنعتی

ایرج اعتمادی/هفته نامه صدف: در این نوشتار به دور از چون و چرای بی‌حاصل مجوز کشتی‌های چینی در صیدگاه‌های ایرانی، و دست‌یازی چشم‌بادامی‌ها بر سفره‌های خالی این روزهای صیادان منطقه‌ی جنوب، با نگاهی علمی‌تر، شتاب تند نابودی ذخایر دریایی ایران را بررسی خواهیم کرد.

در این مصاحبه پای صحبت‌های یکی از صاحب‌نظران مسائل محیط زیست کشور، به روش‌های مخرب صید به عنوان نابود کننده‌ی ذخایر دریا و منابع صیادان منطقه‌ی جنوب کشور، نگاهی خواهیم انداخت و زیان‌های انواع روش‌های صید که از سوی کشتی‌های چینی و بومی‌هایی که نگاه صنعتی سوداگرانه کوتاه مدت به صیادی دارند، آسیب‌شناسی خواهیم کرد، تا به این هشدار برسیم که وضعیت صیادی در منطقه جنوب، بیش از آنکه چشم‌بادامی‌ها تهدید می‌کنند، بحران مدیریت در شیلات کشور، به ویرانی کشانده است. ترال یکی از بدترین روش‌های صیادی است که سالیان سال از سوی شرکت‌های خارجی و چه وطنی(!) استفاده می‌شود.

دریایی است با عمق میانگین ۳۰متر که در مقایسه با اقیانوس‌ها عمق بسیار محدودی دارد. در منطقه جنوب ایران، صیادان در آب‌های خلیج فارس و بعضا دریای عمان از قدیم‌الایام بکار صیادی مشغول بوده و هستند، صیادان ایرانی تنها در آب‌های ایران و آب‌های بین‌المللی مجاز به صیادی هستند، و اجازه صیادی در آن بخش از آب‌های خلیج فارس و دریای عمان که در اختیار کشورهای جنوبی خلیج فارس است، ندارند. اینکه ذخایر دریا هنوز برای نسل امروز باقی مانده، شاید بیش از هر چیزی مدیون روش‌های سنتی و پایدار صید با گذشته هزاران ساله باشد؛ چیزی که امروز به شدت در معرض خطر قرار گرفته است، نه تنها از سوی اجانب که شرکت‌های وطنی نیز بی‌توجه به روش‌های صحیح صید و صیادی، دست به دست هم، کمر به نابودی ذخایر دریایی کشور بسته‌اند. و این‌ها همه نشان می‌دهد که شیلات کشور از یک نوع آشفتگی مدیریتی رنج می‌برد.

نکته قابل توجه اینجا است، علیرغم اینکه سالیان مدیدی است که با توجیه محدودیت ذخایر، به صیادان محلی منطقه جنوب کشور مجوز جدید صیادی در آب‌های خلیج فارس داده نمی‌شود، شرکت‌های صنعتی وطنی و چشم‌بادامی‌هایی که ظاهرا مجوز آن‌ها خارج از استان‌های جنوبی صادر می‌شود، مجاز به صیادی هستند. شاید از یک سو این موضوع بیش از هر چیزی صیادان محلی منطقه جنوب که نان و ارتزاق‌شان به این حرفه بسته است، را بر آشفته است.

از سوی دیگر آنچه محیط زیستی‌ها را نگران کرده، استفاده از روش‌های صنعتی صیادی از سوی این شرکت‌ها است. در این مصاحبه دغدغه‌های فعالان محیط زیست را با یکی از کارشناسان این حوزه در میان گذاشتم. محمدشریف رنجبر کارشناس ارشد اقیانوس‌شناسی و دارای دکترای زیست‌شناسی دریا از دانشگاه علوم و فنون دریایی است.

این عضو هیئت علمی دانشگاه هرمزگان علاوه بر دغدغه‌های زیست محیطی‌اش، سوالات ما را در ارتباط با تبعات اجتماعی آن، که دامان بسیاری از صیادان جنوبی و خانواده‌های‌شان را نیز گرفته، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید: در منطقه جنوب همیشه با افزایش تعداد صیادان مقاومت شده، تا جایی که حتی‌الامکان به صیادان جدید مجوزی داده نمی‌شود و اگر هم در این سال‌ها مجوزی داده شده شامل افراد خاصی بوده است چه رسد به اینکه بخواهد در خلیج فارس صید صنعتی صورت بگیرد(کارشناسان موسسه تحقیقات شیلات با این موضوع هم نظرند که خلیج فارس ظرفیت صید صنعتی را ندارد). دکتر رنجبر به این رویه که منجر به صیادی‌های غیر مجاز شده انتقاد کرد و گفت: در این منطقه بسیاری از جوانان به‌دلیل عدم ایجاد شغل‌های جدید، رو به شغل صیادی که از پدران‌شان آموخته‌اند، آورده و صیادی را شروع کرده‌اند، به طوری که امروزه می‌بینیم در اکثر شهرها و مناطق صیادی خلیج فارس، معادل صیادان مجاز، صیادان غیر مجاز مشغول به کار هستند. در آب‌های دریای عمان که هرمزگان و بلوچستان به آن دسترسی دارند نیز اوضاع به همین منوال است، با این تفاوت که، سواحل دریای عمان به آب‌های عمیق اقیانوسی متصل است. در منطقه نزدیک به ساحل، فلات قاره را داریم که تا۲۰۰ متر را شامل می‌شود و بعد از آن شیب قاره شروع می شود به‌ طوری‌که ناگهان ممکن است به عمق‌های چندهزار متری برسیم، و این از تفاوت‌های دریای عمان با خلیج فارس است.

صیادان سنتی در دریای عمان، با لنج‌های صیادی و قایق‌های کوچک، عمدتا در نزدیکی ساحل صید می‌کنند، البته صیادانی هم هستند که از محدوده سواحل دور شده و به آب‌های اقیانوسی وارد می‌شوند.

اخیرا، در حدود ده پانزده سال گذشته مطالعاتی انجام شد و به این نتیجه رسیدند که ذخایر عظیمی از ماهیان میکتوفیده موسوم به فانوس ماهی که ماهیان ریزی در حد و اندازه ماهی موتو هستند، در اعماق زیاد اقیانوس هند و در نزدیکی ایران زیست می‌کنند. این دسته ماهیان تا عمق ۲۰۰متری نیز مهاجرت می‌کنند ولی به سطح نمی‌آیند. فانوس ماهی‌ها که در توده‌ی آب هستند، و می‌توان به عنوان پودرماهی از آن استفاده کرد، یکی از ظرفیت‌های صیادی این منطقه است، اما صیادان سنتی به دلیل دارا نبودن تکنولوژی آن، قادر به صید این ماهی‌ها نیستند. برخی از کارخانه‌های پودر ماهی در جنوب ایران با هدف صید این ماهیان احداث شده‌اند که به موفقیتی برای صید آنها دست نیافته‌اند! رنجبر معتقد است که برای این دست ذخایر می‌توان مجوز صیادی جدیدی برای صیادان محلی صادر کرد و هیچ ایرادی ندارد.

از رنجبر به عنوان یک دغدغه‌مند جامعه محلی با توجه به اینکه عضو شورای شهر قشم و نیز عضو شورای شهرستان است، درباره حضور کشتی‌های چینی در آب‌های خلیج فارس و دریای عمان پرسیدم؛ این روزها در ارتباط با چرایی و چگونگی حضور کشتی‌های چینی در صیدگاه‌های محلی، اظهار نظرهای متفاوتی شنیده می‌شود، از سویی صیادان از سفره‌های خالی‌شان گلایه‌مندند و از سوی دیگر، مدیران و مسئولان مربوطه شیلات در حالی حضور چشم‌بادامی‌ها را تکذیب می‌کنند که اعتراضات نمایندگان مجلس به ویژه هرمزگانی‌ها، گوش فلک را کر کرده است. این عضو شورای شهر قشم به صراحت پاسخ داد: هیچ تردیدی نیست که این کشتی‌ها چینی هستند، و شکی نیست که کارگران و صیادانی که روی کشتی‌ها کار می‌کنند غیر ایرانی هستند و هم ماهی‌هایی که صید می‌کنند وارد بازار ایران نمی‌شود! رنجبر می‌گوید: ماهی را روی کشتی بسته‌بندی می‌کنند و به کشورهای خود می‌فرستند. وی افزود: ما نمی‌توانیم بپذیریم که این کشتی ایرانی است، زیرا نه کشتی ایرانی است، نه صیادش ایرانی است و نه ماهی‌اش وارد بازار ایران می‌شود!

می‌پرسم پس اینان چه کسانی هستند، چگونه و از کجا مجوز گرفته‌اند؟

یک عده افراد خاصی هستند که برای صید در آب‌های عمیق اقیانوس از شیلات ایران مجوز گرفته‌اند و با چینی‌ها قرارداد بسته‌اند، افراد خاص و وطنی هستند. آیا شیلات می‌تواند اسامی آنها را اعلام کند؟! با این حال رنجبر معتقد است که اگر آنها در آب‌های بین‌المللی و یا در اعماقی که صیادان سنتی به آن دسترسی ندارند، صید کنند می‌توان اغماض کرد، ولی اینان در محدوده آب‌های ساحلی که صیادان سنتی صید می‌کنند، فعالیت دارند و در واقع با توجه به نوع مجوزی که دارند، تخلف می‌کنند.

اینجا است که یک صیاد سنتی که حتی به فرزندش مجوز صیادی نمی‌دهند نگران می‌شود، که چرا باید به خارجی‌ها مجوز داده شود که در آب‌های ساحلی و صیدگاه‌های صیاد سنتی، صید کنند.

رنجبر در ادامه می‌گوید: مشکل اینجا است که هیچ گونه کنترل و نظارتی، نه بر کشتی‌های چینی و نه صیادان محلی، وجود ندارد و هر دو بخش این صیادان سنتی و صنعتی با هرج و مرج مدیریتی که در شیلات وجود دارد، با سرعت عجیبی در حال تخریب منابع هستند، و با این سیکل معیوب، هر دو گروه در حال تخریب ذخایر دریایی ایران هستند.

از رنجبر می‌پرسم چه استدلالی دارید که کشتی‌های چینی با وجود قرارداد با افراد خاص وطنی که مجوز قانونی دارند، تخلف می‌کنند؟

روش صید ماهیانی که در عمق دویست متری شناور هستند، با روش صید و نوع توری که با آن ماهیان منطقه ساحلی را صید می‌کنند، کاملا متفاوت است، در کشتی‌های چینی ادوات صید برای عمق دویست متری دیده نمی‌شود، ادواتی که در کشتی‌های آنها وجود دارد برای صید در سواحل است؛ آنها از تور ترال کف استفاده می‌کنند، در حالی که این نوع تور را به هیچ وجه نمی‌توان به عمق دویست متری فرستاد و امکان ندارد کسی یا مسئولی این نوع تور را در آن کشتی‌ها ببیند و متوجه این قضیه نشود؛ رنجبر معتقد است که ظاهرا همه چشم خود را بر این نوع تخریب منابع بسته‌اند و از این طرف صیاد ما هم وقتی می‌بیند چینی‌ها دارند ماهی‌ها را صید می‌کنند، بیکار نمی‌نشیند، او هم به صید بی‌رویه روی می‌آورد! اینجا است که یک رقابت شدیدی برای تخریب استارت خورده و منابع دریایی را تهدید می‌کند.

از رنجبر درباره مدیریت صحیح و روش‌های اصولی صید می‌پرسم؛

رنجبر می‌گوید: مدیریت صید، اصول و روش‌های خاصی را می‌طلبد، اینکه ما در چه زمانی مجاز به صید هستیم و در چه زمانی نباید صید کنیم؛ اینکه برای روش‌های صید از چه نوع تورهایی استفاده کنیم که خسارت را به حداقل برسانیم و بسیار فاکتورهایی که در مدیریت منابع باید در نظر گرفته شود و مهمتر اینکه مدیریت صید یک رابطه دو طرفه بین مدیران شیلاتی و صیاد است. صیاد باید به تصمیمات مدیران شیلاتی باور و اعتماد داشته باشد.

از او درباره انواع روش‌های صید و نوع تورهای صیادی پرسیدم؛

رنجبر گفت: روش‌های مختلفی داریم مثلا تور گوش‌گیر را داریم که در سطح آب، میان آب و کف استفاده می‌شود؛ و تور ترال (میان آبی و کف) که در واقع با یک یا دو شناور کشیده می‌شود که ترال میان آبی کم‌ترین خسارت برای محیط زیست دارد ولی تور ترالی که در کف کشیده می‌شود بیشترین خسارت را وارد می‌کند.

رنجبر در باره چگونگی کارکرد این تور نیز گفت: این تورها دارای دو صفحه ضخیم و پهنی هستند که دهانه‌ی تور را باز نگه می‌دارند، و همانند دیسک بعد از شخم زدن زمین‌های کشاورزی عمل می‌کنند، این صفحه پهن است و وقتی بر کف دریا حرکت می‌کند هر موجود کفزی دیگر اعم از مرجان‌ها، صدف‌ها، خرچنگ و… زیر آن له می‌شود. برای اینکه دهانه‌ی این تور باز بماند در قسمت بالایی آن بویه قرار دارد و در قسمت پایینی آن سرب قرار گرفته است، این سرب نیز اگر به کفزیان برخورد کند آن را نابود می‌کند. از این روش در لنج‌های صید سنتی میگو نیز استفاده می‌شود. این صفحات پهن و سنگین ترکیبی از چوب و آهن است که وقتی این صفحات در کف حرکت می‌کنند، هر موجود زنده‌ای را می‌تواند له کند و از بین ببرد. از سوی دیگر، از ترال در بستر صخره‌ای و سنگی نمی‌توان استفاده کرد و برای استفاده در کف‌های نرم و بسترهای گلی است چون این نوع ترال در کف کشیده می‌شود؛ وقتی این تور به حرکت در می‌آید، آب را بهم می‌زند و گل‌آلود می‌کند که تا آن حد گل آلود شدن آب برای آبزیان مناسب نیست. همچنین همانطور که اشاره شد حرکت کردن صفحاتی که دهانه‌ی تور را باز نگه می‌دارند چون خیلی سنگین است، بستر را به شدت تخریب می‌کنند، در حالی که بستر محل زیست بسیاری از موجودات کفزی است که اگر تخریب شود کل اکوسیستم دریا را بهم می‌زند. رنجبر می‌گوید: این روش به حدی مخرب است که من اگر در شیلات مسئولیتی داشته باشم صید به روش ترال کف را کلا ممنوع می‌کنم.

حالا که صحبت به اینجا رسید، از تبعات زیست محیطی روش‌های صید کشتی‌های چینی از او به عنوان یک متخصص و کارشناس ارشد محیط زیست می‌پرسم؛

رنجبر در ابتدا از موجودات کفزی می‌گوید و ادامه می دهد: موجودات کف‌زی، موجوداتی هستند که در روی بستر یا داخل بستر زیست می‌کنند؛ مثل مرجان‌ها، صدف‌ها، جلبک‌ها و کرم‌ها، برخی از این‌ها حرکت دارند و بعضی مثل مرجان‌ها ثابت هستند. تور ترال هم محیط کف را به هم می‌زند و هم کف‌زی‌ها را می‌کشد، اینها هزاران نوع موجود هستند که وقتی از بین بروند کل اکوسیستم از بین می‌رود. اکثر میگوها و خرچنگ‌ها روی بستر حرکت می‌کنند و روش صیدشان با آن‌هایی که در توده آب هستند(موجودات شناگر و موجودات پلانکتونیک)، متفاوت است. برخی از کشورهایی که دغدغه‌مند محیط زیست هستند به شدت با صید به روش ترال مخالف هستند. موجوداتی مثل دولفین‌ها، لاک‌پشت‌ها و ماهی‌ها به عنوان شناگران دریا شناخته می‌شوند که متاسفانه گاهی در تور ترال گرفتار می‌شوند.

بنا بر این، این کشتی‌ها چون به روش ترال کف صید می‌کنند، و به لحاظ اینکه از بین برنده‌ی موجوداتی هستند که در کف زیست می‌کنند، مخرب محیط زیست هستند.

وی این موضوع را با مثالی از روش صید میگو در هرمزگان تشریح کرد: در فصل مهر و آبان که زمان صید میگو است اگر به روش صید میگو در هرمزگان نیز نگاه کنیم مشاهده خواهیم کرد وقتی این ترال‌ها برای خالی کردن به سطح می‌آیند، گاهی تنها ده تا بیست درصد میگو صید کرده‌اند و بقیه صید ضمنی هستند، در قدیم صید ضمنی را به دریا می‌ریختند و خوراک پرنده‌ها می شد ولی امروزه صید ضمنی را برای استفاده در پودر ماهی، گوشه‌ی لنج دپو می‌کنند؛ در صید ضمنی، کوسه ماهی، سفره ماهی، صدف، خرچنگ و انواع بچه‌ماهی‌هایی یافت می‌شود که می‌توانند رشد کنند و بزرگ شوند، مثل بچه ماهی حلوا و… بخشی از صید اصلی صیادان در فصول دیگر را تشکیل دهند که نابودی آنها فاجعه است؛ هر چیزی که شما فکر کنید در صید ضمنی ترال ممکن است وجود داشته باشد. صیادان ما به مدت یک‌ماه تا ۴۵ روز بستر دریا را شخم می‌زنند، میگوها را برداشت می‌کنند و بقیه را مخصوصا بچه‌ماهی‌هایی که می‌توانند بزرگ شوند و بخشی از صید ما را تشکیل دهند، همه را دپو می‌کنند و برای پودر ماهی می‌فرستند؛ یعنی ما برای ۲۰درصد صید میگو ۸۰درصد ذخایر را نابود می‌کنیم، این است که باید برای استفاده از تور ترال چاره‌اندیشی اساسی کرد. به نظر من ترال را حتی برای صید میگو باید ممنوع کرد تا چه رسد به اینکه ما دریا را به خارجی‌ها اجاره بدهیم و آنها هم بیایند و تور ترال بکشند.

چه راهی پیشنهاد می‌کنید؟

کم‌خطرترین روش، صید با قلاب است که اگر ذخایر مدیریت شوند، صیاد با صید به روش قلاب درآمد کافی خواهد داشت.

نمونه‌ای از این ماهیگیری را سراغ دارید؟

در قشم جاهایی مثل سوزا هستند که هنوز به روش قلاب ماهیگیری می‌کنند، آنها چون روی منطقه، ذخایر و صیدگاه‌هایشان حساسیت دارند که تحریب نشود، از قلاب استفاده می‌کنند.

به طور کلی چه نوع تورها و روش‌های صید وجود دارد و هر یک چه کاربردهایی دارند؟

یک روش همین تور ترال است که شامل ترال کف و ترال میان آبی است؛ ترال کف بیشتر برای آبزیانی که در بستر و یا نزدیک به بستر هستند، استفاده می‌شود. ترال میان آبی برای موجوداتی استفاده می‌شود که در وسط آب شناور هستند. همچنین تورهای پرساین استفاد می‌شوند، این نوع تور با یک یا دو شناور، عمدتا ماهی‌های گله‌ای را محاصره می‌کنند و ماهی‌ها به صورت گله‌ای در تور گیر می‌افتند، پس از آن، تور مثل یک کاسه یا پیاله جمع می‌شود، از این رو به آن تور پیاله‌ای نیز گفته می‌شود؛ ماهی‌های موتو و ساردین در منطقه اغلب به این روش صید می‌کنند.

تور گوشگیر که معمولا برای ماهیانی مثل هوور از آن استفاده می‌کنند، توری است که ماهی با آن برخورد می‌کند و سر ماهی در تور گیر می‌کند، از این رو به آن می‌گویند گوشگیر، از این تور برای صید ماهی‌هایی مثل سرخو، سنگسر و شهری نیز استفاده می‌کنند یعنی هم برای ماهیانی که در سطح و میان آب هستند و هم ماهیانی که کنار بستر زیست می‌کنند. زمانی که از تور گوشگیر برای صید این دسته دوم استفاده می‌شود یک روش مخرب است چرا که اینها اکثرا ماهیانی هستند که در صخره‌ها و در کنار مرجان‌ها زیست می‌کنند؛ بنابر این، تور گوشگیری که برای کف استفاده می‌شود خیلی وقت‌ها در صخره‌ها و مرجان‌ها گیر می‌کند و آبسنگ‌های مرجانی را که بسیار بسیار برای اکوسیستم دریا و آبزیان مهم هستند از بین می‌برد. همینطور زمانی که تور لابلای صخره‌ها گیر می‌کند، نمی‌توانند آزادش کنند و این تور برای سالیان سال در بستر می‌ماند تا سال‌های سال آبزیان را کشتار می‌کند.

گرگور نوع دیگری از ابزار ماهیگیری رایج در منطقه است. در گذشته گرگورها را بویه‌گذاری می‌کردند و سپس در دریا قرار می‌دادند؛ استفاده از این نوع گرگورهای بویه‌گذاری شده، از کم‌خطرترین روش‌های صید بوده است؛ ولی امروزه ده، بیست گاهی پنجاه تا گرگور را به هم می‌بندند و گرگورها را به دریا می‌ریزند و بعد از چند روز که می‌روند گرگورها را جمع کنند، برای پیدا کردن آنها، درکف دریا لنگر می‌کشند، که این لنگر کشیدن مثل تور ترال البته نه به وسعت آسیب آن،-به کف آسیب می‌زند.

روش دیگر صید، مشتا است؛ مشتا تورهای ثابتی در منطقه‌ی جزر و مدی هستند که وقتی مد می‌شود ماهی‌ها همراه آب دریا بالا می‌آیند و در زمان جزر در تور گیر می‌افتند، صیادان معمولا در زمان جزر ماهی‌ها را جمع‌آوری می‌کنند.

صید با قلاب یکی از بهترین و کم‌خطرترین روش‌هایی است که برای صید انواع ماهی‌ها از آن استفاده می‌شود. یکی از روش‌های قدیمی است که هزاران سال پیش استفاده می‌شده است و امروز خیلی محدود و کم هستند و در برخی مناطق جزیره مثل دولاب گاهی از روش‌های صید خیلی قدیمی و می‌توان گفت کهن نیز استفاده می‌شود، صیادانی که برای صید مروارید، صدف جمع می‌کردند و یا صید نوعی دو کفه‌ای ملوک در مناطقی از هرمزگان که روش صید خاص خودش را دارد و یا صید خرچنگ را می‌توان نام برد، که این‌ها روش‌های خاص خود را دارند.

در پایان از از او به عنوان یک متخصص که سال‌ها در این زمینه کار کرده و عرق میهنی و زیست محیطی منطقه و کشورش را دارد و یا دست کم به عنوان یک عضو شورای شهر و هم عضو شورای شهرستان قشم که در قبال صیادان شهرش حداقل مسئولیت دارد، راه نجات دریا را از او جویا می‌شوم و راهی تازه، برای خروج از این آشفتگی‌های مدیریتی در شیلات و تخریب‌هایی که از سوی خودی‌ها و هم البته چشم‌بادامی‌ها گریبانگیر ذخایر دریایی کشورمان شده، می‌پرسم، و اینکه این راهکار کجاست؟

رنجبر گفت: یکی از عوامل مهم در بحث صیادی، مدیریت صید و مدیریت ذخایر است. مدیریت ذخایر، مدیریتی شامل یک رابطه دو طرفه بین صیاد و نهادهای نظارتی مثل شیلات است. وی معتقد است این رابطه باید به گونه‌ای باشد که صیاد بتواند به شیلات اعتماد کند.

وی افزود: متاسفانه در جنوب کشور، صیاد اعتمادش را نسبت به دستگاه‌های نظارتی که همان شیلات باشد از دست داده است به همین دلیل معادل تعداد صیادان مجاز، صیاد غیر مجاز فعالیت می‌کنند. صیاد مجوزدار، برای اینکه جلوی صیاد غیرمجاز گرفته شود، با شیلات همکاری نمی‌کند! برای اینکه می‌گوید: این صیاد غیرمجاز پسر من است و اگر به پسر من مجوز نمی‌دهند و صید نکند، چینی‌ها می‌آیند و صید می‌کنند. رقابت است بین صیادان برای برداشت بیشتر و تخریب بیشتر. به طور کلی مدیریت ذخایر بسیار ضعف دارد؛ حتی در مقیاس کوچک. راهکار در منطقه است در تعاونی صیادی است در دل صیاد است دنبال پیدا کردن راهکار در تهران نباشید.

من خیلی نگرانم که یک روزی برسد که صیاد چیزی برای خوردن نداشته باشد. دریا در عین حال که بخشنده است ولی ذخایرش محدود است، نامتناهی و بی‌پایان نیست. باید مدیریت کنیم و مدیریت اینطور نیست که یک عده‌ای در تهران بنشینند و برای صید و شیلات و آبزی‌پروری در منطقه‌ی جنوب کشور تصمیم بگیرند. مجوز این کشتی‌های خارجی که در آب‌های ایرانی صید می‌کنند در تهران صادر شده است.

رنجبر معتقد است که باید مجوز صید محلی شود به طوری که در هر منطقه، تعاونی صیادی بتواند مجوز صید بدهد و یا مجوز صید را لغو کند؛ مثل اتفاقی که در ژاپن می‌افتد؛ در ژاپن هر منطقه‌ای توسط صیادان همان منطقه مدیریت می‌شود. دولت باید اختیارات خودش را به اتحادیه‌ها و تعاونی‌های صیادی واگذار کند و آنها برای آبزی‌پروری و صید تصمیم بگیرند اینکه در چه زمانی صید کنند و در چه زمانی صید را ممنوع کنند، از چه روش صیدی استفاده کنند و چه روش‌هایی را ممنوع کنند؛ در این صورت است که مسائل شیلاتی حل و فصل می‌شود در غیر این صورت اگر کسانی بخواهند از تهران برای دریا و صیادان جنوب تصمیم بگیرند اوضاع بدتر می‌شود که بهتر نخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *