نشریه صدف شماره ۲۷۲ منتشر شد
شماره ۲۷۲ نشریه صدف در ۴ صفحه با مطالب خبری و فرهنگی هنری در تاریخ ۲۷ آبان ماه ۹۱ منتشر شد.
بازدیدها: 23
از مدتها قبل زمزمه های جدایی بخش هایی از استان هرمزگان و الحاق آن به استان فارس از گوشه و کنار به گوش می رسد و با واکنشهای تند مردم و مسئولان استان هرمزگان برای مدتی خاموش می شود و بار دیگر از قول مسئول دیگری بازگو می شود و… این قصه هر بار تکرار می شود.
ما لارستانی های مقیم هرمزگان که در این قضیه هیچ دخالتی نداشته و نداریم اما انگشت اتهام را بسوی ما دراز می کنند و هر چه قسم می خوریم که ما با این قضیه مخالفیم کسی باور نمی کند. بنده به فکرم رسید برای اینکه حسن نیت خود را ثابت کنم یادداشتی در این باره بنویسم و صراحتاً اعلام کنم که تاکنون ما هیچ خیری از مسئولان استان فارس ندیده ایم و به جرات می توانم بگویم که مسئولان استان فارس به درستی نمی دانند شهرستانی با عنوان لارستان هم در جنوب این استان قرار دارد! شیراز مثل پدری عیالوار که دارای فرزندان زیادی است آمار بچه های خودش را هم ندارد و بیشتر به فرزندان نزدیک به خودش می رسد. با این وضعیت چگونه می خواهد شهرستان دیگری را نیز به خانواده خود بیفزاید؟! اهالی لارستان بیشتر داد و ستد خود را با بندرعباس و دیگر شهرستانهای هرمزگان انجام می دهند و تفاوتی بین شیراز با یزد و کرمان و بوشهر نمی بینند. خواسته اکثر اهالی شهرستانهای لارستان، گراش، خنج و لامرد جدایی از شیراز و تشکیل استان دیگری با عنوان فارس جنوبی است.
مسئولان استان فارس ای کاش به جای درخواست پارسیان، شهرستان لارستان را به استان هرمزگان می بخشیدند. زیرا اهالی استان هرمزگان بسیار صمیمی، خونگرم و بی غل و غش هستند و مردم لارستان قرابت بیشتری با فرهنگ مردم هرمزگان دارند.
به قلم: حسین فریدونی فداغی
بازدیدها: 5595
دولت دهم رو به پایان است و کمتر از یک سال دیگر به پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مانده است؛ احمدی نژاد شاید تنها رئیس دولتی بود که در این سال ها با هجمه های تبلیغاتی زیادی در جهت مخالف از سوی کسانی که شاید سابقاً انتظار نداشت همراه شد و یا حداقل دور دوم دولتش را با هجمه های سنگین مخالفانش از درون نظام و گروه های اپوزسیون آغاز کرد.
شاید آشفتگی های اقتصادی و مدیریتی بسیاری هم در این دو دوره ریاست جمهوری شاهد بودیم. واکاوی آن که این آشفتگی ها را می توان به پای دولت نهم و دهم نوشت یا معلول شرایط سال های پیشتر است مبحثی است که در این یادداشت نمی گنجد. هرچند در آینده بسیاری از تحلیل گران از برخوردهای قاطع سازمان بازرسی کل کشور در این دوره بسیار یاد خواهند کرد.
اما مردی که توانست زیر فشارهای احزاب مخالف داخل و خارج برنامه هایش را کمابیش به هر شکل، پیش ببرد، در تمام این سال ها محمود احمدی نژاد بود.
احمدی نژاد می توانست تبدیل به اسطوره شود اگر بر لایه های مدیریتی زیرین و میانی می توانست کنترل بیشتری اعمال کند. ولی آنچه شواهد نشان می دهد همراهان دولت، و هم حزبی هایش در لایه های مدیریتی مختلف، این فرصت را از احمدی نژاد دریغ کردند. شاید بتوان گفت طرح های عمرانی، بهداشتی درمانی و اقتصادی دولت در اقصی نقاط کشور حتی شهرستان های کوچک کاملاً مشهود است. اما غالباً طرح ها به شکلی بوده است که حامیان دولت با اغراق به آن نگاه کرده اند و مخالفان نیز از پسِ هر طرحی ناکامی هایی را جستجو و بزرگ کرده اند.
اگرچه واقعیت ها خبر از برخی خدمات ماندگار دارد. برخی از این طرح ها همچون مسکن مهر را حتی اگر از زاویه مخالفان دولت نگاه کنیم شاید به عنوان یک نقطه عطفی در تمام سال های بی مسکنی اقشار ضعیف جامعه و مافیای مسکن در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی، به حساب بیاید.
احمدی نژاد تقریباً این مافیا را در هم شکست و معضل مسکن را تا حدودی حل کرد و قیمت مسکن اگر به تناسب سایر موارد ارزیابی شود می توان گفت قیمت ها را در این بخش تا حدودی مهار کرد.
او طرح ها و برنامه هایی را پایه گزارد که احزاب مخالف اگر در انتخابات آینده مجالی برای رقابت یافتند و احیاناً پیروز شدند، ناگزیر از الگوبرداری و پیروی از برخی طرح ها و برنامه های احمدی نژاد خواهند بود. و چه بسا اگر یک سیستم مدیریتی قوی در ریاست جمهوری آینده در کنار ایده ها و برنامه های رئیس جمهور فعلی قرار بگیرد، خواست های واقعی اقشار مختلف جامعه محقق شود.
سهام عدالت نیز اگر به سر منزل مقصود برسد در دوره های آینده همچنان با نام محمود احمدی نژاد در ذهن ها گره خواهد خورد.
طرح جامع ارتباطی خلیج فارس شامل توسعه اسکله کاوه، احداث پل خلیج فارس و بزرگراه از جمله گزینه های تبدیل این مرد به اسطوره می توانست باشد که دوستان همراهش در جزیره قشم نیز، این را از رئیس جمهور دریغ کردند.
این طرح علاوه بر جنبه ملی میهنی آن و منافع سرشار اقتصادی اش، میدان مبارزه ای با آن همسایه ی تازی است که سال ها در این میدان یکه تاز بوده است و مردی چون اسطوره باید می آمد تا تحولی را خلق نماید.
اجرایی شدن این طرح توپی را به میدان احزاب حامی دولت خواهد انداخت که از جنس طلاست. هر چند از سال ۸۹ تاکنون این توپ در حاشیه زمین مسکوت مانده است ولی امروز باید مراقب این توپ باشند چرا که فرصت چندانی تا پایان دولت دهم نمانده است.
اما آنچه از شواهد بر می آید در این بزرگ ترین جزیره خلیج فارس هم، علیرغم توجهات رئیس جمهور، بخت، چندان با احمدی نژاد یار نبوده است. تعلل ها و سوء مدیریت های یاران احمدی نژاد در قشم، گاه و بیگاه رفته است تا دامن احمدی نژاد را هم بگیرد؛ تعدی مجموعه مدیریت منطقه آزاد قشم در سال های اخیر از وظایف و اختیاراتی که قانون به آن محول کرده است، باعث نارضایی عمیق جامعه محلی بوده است. اقدامات غیرقانونی منطقه آزاد در فروش زمین های جزیره، سواحل و تجاوز به حریم شصت متری دریا و بازیافت ساحل برای ساخت و سازهای غیر اصولی، با تحمیل آسیب های زیست محیطی از جمله چالش هایی بوده است که خدمات دولت را تحت شعاع قرار می داد.
عدم شفافیت منطقه آزاد در معاملات مربوط به حراج زمین ها و ساحل های زیبای جنوب کشور، افکار عمومی جامعه را آزرده بود. عدم پاسخگویی سازمان منطقه آزاد قشم به اذهان عمومی جامعه در مورد معاملات خلاف قانون همچون فروش بدون مزایده زمین های فرودگاه قدیم که به نوعی دهن کجی به جامعه محلی، تحلیل گران و فعالان اجتماعی و رسانه ای هرمزگان بود، می رفت تا مهر ماندگار دولت عدالت محور را کم رنگ جلوه دهد.
با این حال اما محمود احمدی نژاد با خیلی از طرح ها و برنامه هایش به اقشاری از جامعه توجه داشت که سال ها چشم انتظار دم مسیحایی بوده اند، احمدی نژاد با سهام عدالت خانواده هایی را سهام دار کرد که به جدّ می توان گفت سابقاً در شرایط خوب معیشتی نبودند و همین طور هدفمندی یارانه ها اگرچه ظاهراً با مشکلاتی توأم شد لیکن هستند کسانی که مشکلات ناشی از هدفمندی یارانه ها تاثیر مستقیمی بر وضعیت معیشتی اشان نداشته و بر عکس از منافع این طرح بهره برده اند.
رئیس جمهور کنونی کشور حتی در بسیاری از موارد موفق شد رضایت باطنی بسیاری از احزاب مخالف را در برخی از اقداماتش به سوی خود جلب کند؛ از جمله این اقدامات اجرای برخی از طرح ها و برنامه هایی بود که از آن یاد شد و در برخی موضع گیری ها از جمله جزایر باعث اتحادی بین تمامی ایرانیان سراسر دنیا شد. برخی از برنامه های احمدی نژاد به نوعی با مصالح ملی میهنی ایران اسلامی گره خورده است که رئیس جمهور آینده ناگزیر از تبعیت از آن خواهد بود. و به همین قدر، کاستی ها را نیز باید ترمیم کرد.
به قلم: ایرج اعتمادی
بازدیدها: 11
آخرین دیدگاهها