صدف نیوز- شماره مجوز: 83030

حضور در کلاسهای ادبی، دلنشین ترین اوقات من است

سید علی شجاعی،  شاعر نوجوان هرمزگانی در گفت و گو با صدف:

حضور در کلاسهای ادبی، دلنشین ترین اوقات من است

گفت و گو با شاعر نوجوان هرمزگانی

گفت و گو با شاعر نوجوان هرمزگانی

اشاره:

در استان هرمزگان کودکان و نوجوانان با استعدادی وجود دارند که نیاز به کشف شدن دارند. برخی از نوجوانان مستعد بر اثر بی توجهی مسئولان، ناشناخته می مانند و به شکوفایی نمی رسند. باید افراد دلسوزی در راس امور فرهنگی باشند که نونهالان با استعداد را شناسایی و تشویق کنند و با راهنمایی های اصولی، به آنها انگیزه دهند. البته کمک خانواده ها نیز در رسیدن بچه ها به اهداف و آرزوهایشان بسیار موثر است.

یکی از این نوجوانان با ذوق و مستعد که در زمینه شعر فعالیت دارد سید علی شجاعی دانش آموز کلاس چهارم دبستان است که در کلاس های ادبی کانون فرهنگی، تربیتی غدیر شرکت داشته و استاد کرامت بلالی استعداد وی را کشف کرده است.

 گفت و گویی را با وی انجام داده ایم که از نظرتان می گذرد.

۱- لطفا خودتان را بیشتر معرفی کنید و بگویید که در چه قالب هایی شعر می گویید.

– به نام خدا، سید علی شجاعی متولد ۱۳۸۶ بندرعباس و دانش آموز کلاس چهارم دبستان سما هستم، شعرهای من بیشتر در قالب آزاد است.

۲- شعر گفتن را چگونه یاد گرفتی؟

– از کودکی و قبل از اینکه به مدرسه بروم به شعر علاقمند شدم. گوش دادن به ترانه های کودکانه باعث شد که به شعر علاقمند شوم. قبل از اینکه خواندن و نوشتن را یاد بگیرم شعرهایم را برای مادرم می خواندم و او که از شعرهایم خوشش می آمد در دفتری یادداشت می کرد.

۳- وقتی شعر می گویی اولین بار شعرت را برای چه کسی می خوانی؟

– ابتدا شعرم را برای مادرم می خوانم. مادرم در سرودن شعرها بسیار تشویقم می کرد و به من انرژی می داد. در ضمن مادرم بود که مرا به کلاس های ادبی در کانون غدیر راهنمایی کرد.

۴- حضور در کلاس های ادبی استاد بلالی در کانون غدیر چقدر موثر بود؟

– از وقتی در کلاسهای ادبی کانون غدیر شرکت کردم و استاد بلالی شعرهایم را نقد و بررسی کردند پیشرفت خوبی داشتم و با قوائد و اصول سرودن شعر آشنا شدم. در این کلاس ها بود که فهمیدم شعر باید از عناصری چون خیال، عاطفه، کنایه، تشبیه، استعاره، تمثیل و… برخوردار باشد و شعر باید با نوشته های معمولی تفاوت داشته باشد.

۵- چند مدت است که نزد استاد بلالی آموزش می بینید؟

– حدود یک سال است که در کلاس های استاد بلالی شرکت می کنم و از ایشان بسیار تشکر می کنم که با دقت و صبوری به اشعار من گوش می دهند و اشکالاتم را نکته به نکته یادآور می شوند. حضور در کلاسهای ادبی ایشان دلنشین ترین اوقات من است و اگر ساعتها هم طول بکشد خسته نمی شوم.

۶-  با شعر می توان برای مردم چکار کرد؟

– با شعر می توان به مردم امید داد و آنها را در رسیدن به اهداف خود تشویق کرد.

۷- به جز شعر در حوزه های دیگر هنری هم فعالیت دارید؟

– در رشته های داستان نویسی، نقاشی و سفالگری هم کار می کنم. ابتدا بیشتر به داستان نویسی می پرداختم ولی آقای بلالی گفتند شعرهایم قوی ترند. نقاشی هایم هم خوب است.

۸- آیا خاطره ای که همیشه ذهنت را به خود مشغول کرده و یادآوری آن برایت شیرین باشد داری؟

-بله، زمانی که کوچک بودم یادم می آید خانه ما نزدیک کانون غدیر بود و یک روز در حال بازی در پارک کنار کانون بودم که متوجه شدم یکی از درختان نزدیک کانون آتش گرفته. از ترس اینکه آتش به کانون سرایت کند سریع دویدم خونه و به مادرم گفتم به آتش نشانی زنگ بزند که بیایند و ماموران آتش نشانی سریع آمدند و آتش درخت را خاموش کردند.این خاطره را هیچ وقت فراموش نمی کنم.

 ۹- کتابهای خوبی که تاکنون خوانده ای چه بوده؟

– کتاب شازده کوچولو، ماهی سیاه کوچولو و قصه طلافروش و مرد تاجر

۱۰- شعرهای چه شاعرانی را بیشتر دوست داری؟

– شعرهای اکثر شاعران را می پسندم اما اشعار قیصر امین پور و شکوه قاسم نیا را بیشتر دوست دارم.

۱۱- دوست داری در آینده چه شغلی را انتخاب کنی؟

– دوست دارم پزشک شوم و شعر را فقط به عنوان یک هنر ادامه دهم و کتابهای زیادی چاپ کنم.

۱۲- تاکنون شعرهایت به چاپ هم رسیده اند؟

– بله، چند تا از شعرهایم در نشریه صدف و نشریات دانش آموزی چاپ شده و تصمیم دارم با همت پدر و مادرم اولین کتابم را نیز به زودی منتشر نمایم.

۱۳- برخورد دانش آموزان و معلمان در مدرسه با تو چگونه است؟

– توی مدرسه، همه بچه ها مرا با عنوان فردوسی صدا می زنند و معلم از من می خواهد که در زنگ انشا شعرهایم را بخوانم.

۱۴- به عنوان آخرین سئوال. چه حرفی برای هم سن و سالی های خودت که این مصاحبه را می خوانند داری؟

– به بچه ها توصیه می کنم در هر رشته ای که دوست دارند روی آن وقت بگذارند تا در آن رشته موفق شوند. دوران کودکی و نوجوانی خود را بیهوده هدر ندهند و در کلاسهای فرهنگی و هنری کانون غدیر یا دیگر مراکز آموزشی شرکت کنند.

نمونه هایی از اشعار سید علی شجاعی:

(۱)

به محرم گفتم چرا گریه می کنی

همه جا را از غم می پوشانی

چرا رود اشکت جاری است؟

گفت: سومین خورشید غروب کرده است

سومین گلبرگ پرپر شده است

محرم مرا می بوسد

(۲)

آسمان خشمگین شد

بارانی قرمز آمد

گل فریاد کشید

زمین گوشش را گرفت

درختان همه سیاه پوش شدند!

Visits: 4

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *