آنچه از ما به یادگار میماند …

آنچه از ما به یادگار میماند
در ستایش «بودن»
گاهی فکر میکنم بزرگترین اشتباه انسان امروز این نیست که کم دارد؛ بلکه این است که فرصت نمیکند از خود بپرسد چه هست.
از نخستین روزهای کودکی، ما را برای «داشتن» تربیت میکنند. باید نمره داشته باشیم. باید مدرک داشته باشیم. باید شغل داشته باشیم. باید خانه داشته باشیم. باید حساب بانکی داشته باشیم. باید جایگاه اجتماعی داشته باشیم.
گویی تمام زندگی مسابقهای است که خط پایان آن در نقطهای قرار دارد که هرگز به آن نمیرسیم. هرچه جلوتر میرویم، مقصد نیز دورتر میشود. انسان، سالهای جوانی خود را صرف رسیدن به فردایی میکند که وقتی از راه میرسد، دیگر آن طراوت و شوق گذشته را ندارد. آنگاه مقصد تازهای پیدا میشود و دویدن از سر گرفته میشود.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از مردم، در میانه زندگی، ناگهان احساس خستگی میکنند؛ خستگیای که نه از کار است و نه از عمر، بلکه از بیپایان بودن این تعقیب.
ما برای زندگی کردن میدویم، اما گاهی آنقدر میدویم که زندگی کردن را فراموش میکنیم. سالهاست که ذهنم درگیر پرسشی ساده است. «من کیستم؟» پرسشی که در ظاهر کوتاه است، اما هرچه بیشتر به آن فکر میکنم، پاسخ از من دورتر میشود.
بازدیدها: 33










آخرین دیدگاهها