سایت صدف نیوز- شماره مجوز: 83030

Category: یادداشت ها و مقالات

امید تازه برای به سرانجام رسیدن پروژه تعاونی مسکن مطبوعات هرمزگان

امید تازه برای به سرانجام رسیدن

پروژه تعاونی مسکن مطبوعات هرمزگان

تعاونی مسکن خبرنگاران

تعاونی مسکن خبرنگاران

هفته گذشته به منظور بررسی روند کار و یافتن راهکارهای سرعت بخشیدن به پیشرفت فیزیکی پروژه تعاونی مسکن خبرنگاران هرمزگان جلسه ای سرپایی با حضور مهندس حریرنیا مدیریت مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی هرمزگان در محل احداث پروژه برگزار شد.

در این جلسه که به دعوت هیئت مدیره تعاونی مسکن ترتیب یافته بود عده ای از اعضای تعاونی حضور داشتند و گلایه ها و نکته نظرات خود را پیرامون تعاونی مسکن بیان کردند. مدیر عامل تعاونی مسکن نیز به تشریح اقدامات انجام گرفته و مشکلات پیش رو پرداخت. حاجی زاده گفت: در حال حاضر ایرادات و گره های اداری این تعاونی برطرف شده و با توجه به اینکه اداره کل راه و شهرسازی ساخت آنرا تقبل کرده اگر اعضای تعاونی همت کنند و سهم آورده خود را سریع تکمیل نمایند به امید خدا شاهد به سرانجام رسیدن پروژه خواهیم بود.

مدیر عامل تعاونی مسکن به اعضای تعاونی اطمینان داد که ظرف یکسال آینده این پروژه تکمیل شود به شرط آن که اعضا نسبت به سرنوشت تعاونی بی تفاوت نباشند. زیرا بدون پول کاری از پیش نمی رود. وی از اعضا تقاضا کرد در جلسات تعاونی با جدیت شرکت کنند تا برای آینده تعاونی مسکن تصمیم بهتری گرفته شود.

حاجی زاده خاطر نشان کرد: در حال حاضر برآورد تقریبی این است که هر یک از اعضا بایستی حدود ۲۰ میلیون تومان سهم آورده داشته باشند و اگر دست روی دست بگذاریم سال بعد بیش از این مبلغ مورد نیاز است. وی گفت: برای اعضای خوش حساب امتیازات ویژه ای از جمله پارکینگ، انباری و … در نظر گرفته خواهد شد لذا اعضا سعی کنند هر طور شده در مهلت تعیین شده سهم آورده خود را تکمیل کنند تا مجبور به حذف یا جایگزینی کسی نباشیم.

مهندس حریرنیا نیز به سئوالات اعضا پاسخ داد و این پروژه را یکی از پروژه های ویژه و ارزشمند مسکن مهر استان برشمرد.  وی گفت: هر چند روند ساخت این پروژه به طول انجامیده و بسیاری از اعضای تعاونی دلسرد شده اند اما من به همه اعضا این اطمینان را می دهم که هیچیک از آنها تاکنون ضرر نکرده اند و با توجه به ارزش افزوده موقعیت این پروژه، سود زیادی نیز نصیب اعضا شده است. لذا با دلگرمی  سهم آورده خود را واریز کنند تا روند ساخت آن سرعت پیدا کند.

مدیریت مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی هرمزگان به آن دسته از اعضایی که شک دارند این پروژه به نتیجه برسد پیشنهاد داد که می توانند از این پروژه انصراف داده و عضو تعاونی های مسکن مهر در شهرک پیامبر اعظم (ص) شوند.

به قلم: حسین فریدونی

بازدیدها: ۶۳

با وحدت خود، دشمنان را ناامیدتر کنیم

با وحدت خود، دشمنان را ناامیدتر کنیم

هفته وحدت

هفته وحدت

نوشته: حسین فریدونی

قرن ها جهان به انتظار نشسته بود و انبیاء از آدم (ع) تا عیسی (ع) مژده آمدنش را به مردم دادند که:” ای مردم! منجی بشریت، کامل کننده دین الهی، خاتم الانبیاء (ص) خواهد آمد. با تولد حضرت محمد (ص) جهان پر از نور و شادی شد. عده ای که به امید آمدنش منتظر مانده بودند خوشحال شدند و پس از بعثت پیامبر (ص) مسلمان شدند اما برخی از یهودیان و مسیحیان نیز باور نکردند و یا نخواستند باور کنند که پیامبر اسلام (ص) آمده و حتی به حرف پیامبران خود نیز گوش نکردند و بر ادیان خود باقی ماندند و فرزندان آنها نیز همچنان در گمراهی به سر می برند و به دین نجات بخش اسلام نگرویدند.

ما مسلمانان افتخار می کنیم پیرو دینی هستیم که کامل ترین و جامع ترین دین آسمانی است. چرا که این دین برای تمام زوایای زندگی بشر برنامه دارد و اگر به طور کامل به دستورات آن توجه کنیم راه و روش خوب زندگی کردن را به ما می آموزد.

و اما سالروز میلاد پیامبر بزرگ اسلام (ص) از سوی رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به عنوان هفته وحدت نامگذاری شد و این تیری بر قلب دشمنان اسلام بود که همواره به دنبال ایجاد تفرقه در بین مسلمانان بوده و هستند تا به اهداف شوم خود برسند. تنها چیزی که دشمنان اسلام از آن می ترسند و تلاش می کنند که مانع آن شوند، اتحاد و همبستگی میان ملتهای مسلمان است. زیرا آنان اسلام را خطر بزرگی برای خود و منافع استکباری خود می دانند. چرا که اسلام با ناعدالتی، سلطه جویی، زورگویی، تجاوز و ظلم به دیگران مخالف است. اسلام، دین برادری، برابری، یکرنگی و عدالت خواهی است. اما دشمنانی که این چیزها را نمی پسندند سعی می کنند که از اسلام چهره ای خشن در نظر ملتها ترسیم کنند تا کسی به سمت دین اسلام نرود. اما به حمدا… بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موج اسلام خواهی در بین ملتهای ستمدیده جهان ایجاد شد و روزبروز بر شدت آن افزوده می شود و دشمنان اسلام راه به جایی نخواهند برد. چند سالی است که ملتهای مسلمان در کشورهای عربی خاورمیانه و آفریقا بیدار شده اند و بر علیه حاکمان ظالم و ستمگر خود بپا خواسته اند و شاهد سرنگونی یکی پس از دیگری رژیم های دیکتاتوری و دست نشانده غرب هستیم و این نوید بخش پیروزی نهایی اسلام و مسلمین است.

در دستورات مقدس اسلام بر ضرورت حفظ وحدت تاکید فراوان شده و بزرگان دینی  ما همواره از وحدت و اتحاد بین مسلمانان به عنوان رمز پیروزی بر دشمنان یاد کرده اند. پس چه خوب است ما مسلمین در هفته وحدت، چه شیعه و چه سنی، اتحاد و وحدت خود را به نمایش بگذاریم و دشمنان را ناامیدتر از همیشه ببینیم.

بازدیدها: ۴

دریا خواهر است، خاور است یا خاهر؟

دریا خاور است یا خواهر؟

به قلم: ایرج اعتمادی، خبرنگار صدف در قشم

آرامش دریا

آرامش دریا

اگرچه امروز دیگر دریا نه خاور است و نه خاهر و بلکه دریا دیگر خواهر شده است و لاجرم برادر می طلبد.  شاید بتوان گفت شکل صحیح هر واژه  یا اصطلاح همان است که امروز رایج شده و مردم بکار می برند ولی ریشه یابی واژه ها و اصطلاحات در گویش های محلی و زبان های در معرض خطر کاری است که زبان شناسان و پژوهشگران فرهنگ مردم به جدّ دنبال می کنند. و بر این باورند که زنده کردن یک واژه یا اصطلاح به مثابه ی زنده کردن بخشی از فرهنگ آن جامعه است.

آنچه نخست از خواهر بودن دریا به ذهن متبادر می شود خواهری و مهربانی دریاست؛ و مراد از خاهریا خاور همچنین اشاره به همان بستر مناسب دریا برای بهره برداری دریانوردان دارد با این تفاوت که کسانی که بر این باور هستند کلمه ی خاهر را شکل تحریف شده ای از خاور در گویش مردم هرمزگان می دانند که به معنای وزیدن باد آرامی که مساعد دریانوردی است و از جهت خاور می وزد، تعبیر شده است.

تغییر شکل واژه ها و اصطلاحات از فرهنگ شفاهی مردم به فرهنگ مکتوب امری دور از ذهن نبوده، اما زبان شناسان و پژوهشگران فرهنگ مردم همواره به این مهم توجه داشته اند و با تحقیق و تفحص شکل اصلی واژه ها یا اصطلاحات را ریشه یابی کرده اند.

با این اوصاف آنچه امروز متداول شده مفهوم خواهری دریاست که در بینش اسطوره ای ایرانیان باستان نیز جایگاه ویژه ای دارد ولی آیا این بینش اسطوره ای تا چه حد می تواند مرتبط  با این اصطلاح رایج در هرمزگان باشد، جای بحث دارد که در بضاعت اندک علمی حقیر نمی گنجد.

در بینش اسطوره ای ایرانیان باستان آناهیتا مادر «مهر» یا همان «خدا» در آیین مهرپرستی است و از سویی دیگر این مادر فرشته ی آب و دهش و باران است.

شاید این باور مردم هرمزگان پیوند نزدیکی با آناهیتا داشته باشد؛ زن مهربانی که صاحب دریا و آب روی زمین و آسمان هاست؛ اما مسئله ای که پیش می آید این است که در این صورت دریا را باید مادر می نامیدند. و اگر بر این اساس است آیا چگونه مردم اصطلاح خواهر را به جای «مادر آناهیتا» برای دریا برگزیده اند.

 از سویی دیگر شاید خواهری دریا ریشه در سنت های مردسالاری جامعه ایرانی ما داشته است که زن همواره در مقابل مرد مطیع و فرمانبردار بوده همچون دریا به وقت هایی که خواهر تعبیر می شود، باید مهربانی پیشه کند و آرام باشد.

در این صورت در مقابل وضعیت هوای خواهر بودن دریا، آیا می توان برادری دریا را به معنای طغیان و تلاطم تعبیر کرد؟ پس در واقع خواهری دریا ریشه در کدام باور و فرهنگ مردم دارد؟

از طرف دیگر اصطلاح خاهر بودن دریا به معنای بادی که از جهت خاور می وزد و خاهر شکل تحریف شده ی همان خاور بوده است نیز دارای مستنداتی است.

از جمله کسانی که این مفهوم را بکار برده اند احمد محمود نویسنده ی معاصر است که «خاهر» را شکل تحریف شده ی «خاور» در فرهنگ شفاهی مردم این خطه دانسته است.

و چنین می توان استدلال کرد که این مفهوم می تواند قریب به یقین باشد چرا که آنچه دریانوردان از قدیم الایام با آن سروکار داشته اند باد و توجه به جهات مختلف وزیدن بادها بوده است.

از طرف دیگر می توان گفت واژه ی خواهر که فارسی معیار است در گویش مردم هرمزگان کاربردی ندارد و غالباً کلماتی مثل دادا یا خه و شکل های دیگری از این کلمه معمول است و خواهر نمی توانسته یک کلمه ی بومی متعلق به صفحه ی زندگی این مردم باشد؛ در صورت تایید، اینکه چگونه این کلمه فارسی معیار به زندگی مردم راه یافته معلوم نیست.

در مقابل آنچه انگاره ی خاهری یا همان خاوری دریا را محکم تر می کند  جهت وزیدن باد از خاهر یا همان خاور،  و در مقابل از شمال و جنوب و باختر است. در حالی که در مقابل کلمه ی خواهر بودن دریا اصطلاح رایج دیگری همچون برادر در فرهنگ مردم نیامده است.

آنچه بیشتر ذهن را به سمت کلمات تغییر شکل یافته و یا به قول احمد محمود کلمات تحریف شده می کشاند وجود وافر این نوع کلمات در گفت و گوهای روزمره مردم است که پژوهشگران می توانند در این زمینه تحقیق کنند.

اما آنچه از نظر جامعه شناختی باعث شده کلمه ی خواهر که صفاتی همچون مهربانی و دلسوزی و… را به همراه دارد آسان تر از خاور به فرهنگ مردم راه یابد رنج هایی بوده است که جامعه دریایی این خطه، از دریا برده است و نشان می دهد که در آرزوهای خود چهره ای مهربان از دریا را می طلبند.

با این حساب اگرچه ممکن است شکل صحیح کلمه همان خاور بوده که به خاهر تغییر شکل یافته، اما خواهر بودن دریا نیز که با آرزوهای  این مردم پیوند دارد، نمی تواند واژه ای انتزاعی و یا نا همگن باشد.

اما آنچه کار زبان شناسان و پژوهشگران فرهنگ مردم را در این میان سنگین می کند یافتن ریشه ی علمی این انگاره هاست.

بازدیدها: ۸۸۱

لارستان به استان هرمزگان ملحق شود

ای کاش مسئولان استان فارس،

شهرستان لارستان را به هرمزگان می بخشیدند

نقشه جنوب فارس

نقشه جنوب فارس

از مدتها قبل زمزمه های جدایی بخش هایی از استان هرمزگان و الحاق آن به استان فارس از گوشه و کنار به گوش می رسد و با واکنشهای تند مردم و مسئولان استان هرمزگان برای مدتی خاموش می شود و بار دیگر از قول مسئول دیگری بازگو می شود و… این قصه هر بار تکرار می شود.

ما لارستانی های مقیم هرمزگان که در این قضیه هیچ دخالتی نداشته و نداریم اما انگشت اتهام را بسوی ما دراز می کنند و هر چه قسم می خوریم که ما با این قضیه مخالفیم کسی باور نمی کند. بنده به فکرم رسید برای اینکه حسن نیت خود را ثابت کنم یادداشتی در این باره بنویسم و صراحتاً اعلام کنم که تاکنون ما هیچ خیری از مسئولان استان فارس ندیده ایم و به جرات می توانم بگویم که مسئولان استان فارس به درستی نمی دانند شهرستانی با عنوان لارستان هم در جنوب این استان قرار دارد! شیراز مثل پدری عیالوار که دارای فرزندان زیادی است آمار بچه های خودش را هم ندارد و بیشتر به فرزندان نزدیک به خودش می رسد. با این وضعیت چگونه می خواهد شهرستان دیگری را نیز به خانواده خود بیفزاید؟! اهالی لارستان بیشتر داد و ستد خود را با بندرعباس و دیگر شهرستانهای هرمزگان انجام می دهند و تفاوتی بین شیراز با یزد و کرمان و بوشهر نمی بینند. خواسته اکثر اهالی شهرستانهای لارستان، گراش، خنج و لامرد جدایی از شیراز و تشکیل استان دیگری با عنوان فارس جنوبی است.

مسئولان استان فارس ای کاش به جای درخواست پارسیان، شهرستان لارستان را به استان هرمزگان می بخشیدند. زیرا اهالی استان هرمزگان بسیار صمیمی، خونگرم و بی غل و غش هستند و  مردم لارستان قرابت بیشتری با فرهنگ مردم هرمزگان دارند.

                                                                                                                              به قلم: حسین فریدونی فداغی

بازدیدها: ۵۵۷۱

پل خلیج فارس، توپ طلایی حامیان رئیس جمهور

پل خلیج فارس

پل خلیج فارس

دولت دهم رو به پایان است و کمتر از یک سال دیگر به پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مانده است؛ احمدی نژاد شاید تنها رئیس دولتی بود که در این سال ها با هجمه های تبلیغاتی زیادی در جهت مخالف از سوی کسانی که شاید سابقاً انتظار نداشت همراه شد و یا حداقل دور دوم دولتش را با هجمه های سنگین مخالفانش از درون نظام و گروه های اپوزسیون آغاز کرد.

 شاید آشفتگی های اقتصادی و مدیریتی بسیاری هم در این دو دوره ریاست جمهوری شاهد بودیم. واکاوی آن که این آشفتگی ها را می توان به پای دولت نهم و دهم نوشت یا معلول شرایط سال های پیشتر است مبحثی است که در این یادداشت نمی گنجد. هرچند در آینده بسیاری از تحلیل گران از برخوردهای قاطع سازمان بازرسی کل کشور در این دوره بسیار یاد خواهند کرد.

اما مردی که توانست زیر فشارهای احزاب مخالف داخل و خارج برنامه هایش را کمابیش به هر شکل، پیش ببرد، در تمام این سال ها محمود احمدی نژاد بود.

احمدی نژاد می توانست تبدیل به اسطوره شود اگر بر لایه های مدیریتی زیرین و میانی می توانست کنترل بیشتری اعمال کند. ولی آنچه شواهد نشان می دهد همراهان دولت، و هم حزبی هایش در لایه های مدیریتی مختلف، این فرصت را از احمدی نژاد دریغ کردند. شاید بتوان گفت طرح های عمرانی، بهداشتی درمانی و اقتصادی دولت در اقصی نقاط کشور حتی  شهرستان های کوچک کاملاً مشهود است. اما غالباً طرح ها به شکلی بوده است که حامیان دولت با اغراق به آن نگاه کرده اند و مخالفان نیز از پسِ هر طرحی ناکامی هایی را جستجو و بزرگ کرده اند.

اگرچه واقعیت ها خبر از برخی خدمات ماندگار دارد. برخی از این طرح ها همچون مسکن مهر را حتی اگر از زاویه مخالفان دولت نگاه کنیم شاید به عنوان یک نقطه عطفی در تمام سال های بی مسکنی اقشار ضعیف جامعه و مافیای مسکن در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی، به حساب بیاید.

احمدی نژاد تقریباً این مافیا را در هم شکست و معضل مسکن را تا حدودی حل کرد و قیمت مسکن اگر به تناسب سایر موارد ارزیابی شود می توان گفت قیمت ها را در این بخش تا حدودی مهار کرد.

او طرح ها و برنامه هایی را پایه گزارد که احزاب مخالف اگر در انتخابات آینده مجالی برای رقابت یافتند و احیاناً پیروز شدند، ناگزیر از الگوبرداری و پیروی از برخی طرح ها و برنامه های احمدی نژاد خواهند بود. و چه بسا اگر یک سیستم مدیریتی قوی در ریاست جمهوری آینده در کنار ایده ها و برنامه های رئیس جمهور فعلی قرار بگیرد، خواست های واقعی اقشار مختلف جامعه محقق شود.

سهام عدالت نیز اگر به سر منزل مقصود برسد در دوره های آینده همچنان با نام محمود احمدی نژاد در ذهن ها گره خواهد خورد.

طرح جامع ارتباطی خلیج فارس شامل توسعه اسکله کاوه، احداث پل خلیج فارس و بزرگراه از جمله گزینه های تبدیل این مرد به اسطوره می توانست باشد که دوستان همراهش در جزیره قشم نیز، این را از رئیس جمهور دریغ کردند.

این طرح علاوه بر جنبه ملی میهنی آن و منافع سرشار اقتصادی اش، میدان مبارزه ای با آن همسایه ی تازی است که سال ها در این میدان یکه تاز بوده است و مردی چون اسطوره باید می آمد تا تحولی را خلق نماید.

اجرایی شدن این طرح توپی را به میدان احزاب حامی دولت خواهد انداخت که از جنس طلاست. هر چند از سال ۸۹ تاکنون این توپ در حاشیه زمین مسکوت مانده است ولی امروز باید مراقب این توپ باشند چرا که فرصت چندانی تا پایان دولت دهم نمانده است.

اما آنچه از شواهد بر می آید در این بزرگ ترین جزیره خلیج فارس هم، علیرغم توجهات رئیس جمهور، بخت، چندان با احمدی نژاد یار نبوده است. تعلل ها و سوء مدیریت های یاران احمدی نژاد در قشم، گاه و بیگاه رفته است تا دامن احمدی نژاد را هم بگیرد؛ تعدی مجموعه مدیریت منطقه آزاد قشم در سال های اخیر از وظایف و اختیاراتی که قانون به آن محول کرده است، باعث نارضایی عمیق جامعه محلی بوده است. اقدامات غیرقانونی منطقه آزاد در فروش زمین های جزیره، سواحل و تجاوز به حریم شصت متری دریا و بازیافت ساحل برای ساخت و سازهای غیر اصولی، با تحمیل آسیب های زیست محیطی از جمله چالش هایی بوده است که خدمات دولت را تحت شعاع قرار می داد.

عدم شفافیت منطقه آزاد در معاملات مربوط به حراج زمین ها و ساحل های زیبای جنوب کشور، افکار عمومی جامعه را آزرده بود. عدم پاسخگویی سازمان منطقه آزاد قشم به اذهان عمومی جامعه در مورد معاملات خلاف قانون همچون فروش بدون مزایده زمین های فرودگاه قدیم که به نوعی دهن کجی به جامعه محلی، تحلیل گران و فعالان اجتماعی و رسانه ای هرمزگان بود، می رفت تا مهر ماندگار دولت عدالت محور را کم رنگ جلوه دهد.

با این حال اما محمود احمدی نژاد با خیلی از طرح ها و برنامه هایش به اقشاری از جامعه توجه داشت که سال ها چشم انتظار دم مسیحایی بوده اند، احمدی نژاد با سهام عدالت خانواده هایی را سهام دار کرد که به جدّ می توان گفت سابقاً در شرایط خوب معیشتی نبودند و همین طور هدفمندی یارانه ها اگرچه ظاهراً با مشکلاتی توأم شد لیکن هستند کسانی که مشکلات ناشی از هدفمندی یارانه ها تاثیر مستقیمی بر وضعیت معیشتی اشان نداشته و بر عکس از منافع این طرح بهره برده اند.

رئیس جمهور کنونی کشور حتی در بسیاری از موارد موفق شد رضایت باطنی بسیاری از احزاب مخالف را در برخی از اقداماتش به سوی خود جلب کند؛ از جمله این اقدامات اجرای برخی از طرح ها و برنامه هایی بود که از آن یاد شد و در برخی موضع گیری ها از جمله جزایر باعث اتحادی بین تمامی ایرانیان سراسر دنیا شد. برخی از برنامه های احمدی نژاد به نوعی با مصالح ملی میهنی ایران اسلامی گره خورده است که رئیس جمهور آینده ناگزیر از تبعیت از آن خواهد بود. و به همین قدر، کاستی ها را نیز باید ترمیم کرد.

به قلم: ایرج اعتمادی

بازدیدها: ۱۱

شعر چیست؟

آنهایی که شعر نو را قبول ندارند،

شعر را نمی شناسند

شعروادب

همان طور که در مقدمه کتاب «در ساحل احساس» متذکر شده بودم: شعر بیانی برتر و متفاوت با سخن و نوشته معمولی است و همین ویژگی، باعث شده که شعر تاثیرگذارتر از دیگر انواع ادبیات باشد. برای اثبات این ادعا بایستی ابتدا شناختی کامل از شعر داشته باشیم و بعد آنرا سخن برتر بدانیم.

اصولاً به چه چیزی شعر می گویند؟ آیا سرودن ابیاتی با وزن و قافیه و ردیف شعر است؟

به طور کلی ما دو نوع شعر داریم که یک نوع آن تحت عنوان «کلاسیک» شناخته می شود و شامل قالب هایی نظیر غزل، مثنوی، چهارپاره، قصیده، رباعی، دوبیتی و… است و نوع دیگر آن، شعر نو می باشد که شامل شعرهای نیمایی، سپید و پست مدرن می شود. متاسفانه عده ای، نوع اول را شعر نمی دانند و عده دیگری نوع دوم را. اما عده دیگری هم هستند که کاری به نوع آن ندارند و هر شعر در هر قالب و نوعی باشد را با توجه به شعریت آن می سنجند و اگر شعریت داشته باشد، قبول دارند.

حالا ببینیم شعریت چیست؟

دید تازه نسبت به محیط پیرامون، استفاده از ترکیبات جدید و انتخاب دقیق واژه ها، بهره بردن از عناصری مثل خیال، تشبیه، استعاره و عاطفه… به شعر، شعریت می بخشد و هیچ ربطی به قالب آن ندارد. خلاصه کلام اینکه شعریت چیزی است که در حرفهای عادی و روزمره مردم وجود ندارد. سرودن با وزن و قافیه هنر بزرگی است که شاید خیلی ها از انجام آن عاجز باشند. اما اگر این نوع سروده ها فاقد شعریت باشند، شعر نیستند بلکه نظم هستند. نمونه روشن آن بخش عمده ای از شاهنامه فردوسی است. به همین دلیل هم فردوسی به حماسه سرا مشهور است. هر چند در برخی ابیات آن شعریت هم به چشم می خورد اما شعرهای حافظ دارای شعریت بیشتری است. مطمئناً اگر شعر موزون دارای شعریت هم باشد از شعر نو جذابتر و دلنشین تر است و با استقبال بیشتری از سوی مردم مواجه می شود. اما اگر فاقد شعریت باشد، خیلی زود به دست فراموشی سپرده خواهد شد. البته شعرهای سپید و نیمایی اگر فاقد شعریت باشند، به مراتب سریع تر از ذهن ها محو می شوند و یا حتی در ذهن کسی جای نمی گیرند. در این دوره که بیشتر شعرای جوان و تازه نفس به شعر نو روی آورده اند و شعر را به بیراهه برده اند، شاعران توانایی هم وجود دارند که توانسته اند ضمن برقراری ارتباط بین شعر دیروز و امروز، شعر را از مرگ حتمی نجات دهند. نمونه عینی این شاعران برجسته استاد محمد علی بهمنی است که به دور از هر هیاهویی، به کار خود مشغول است و انصافاً خوب از پس این کار برآمده اند. شعرهای وی را باید خواند تا به عظمت شعری اش پی برد. او هم در سرودن اشعار کلاسیک خصوصاً غزل تبحر دارد و هم در سرودن اشعار نو. به همین دلیل او هیچگاه دوست ندارد که شاعران را به غزلسرا، سپیدسرا و نیمایی سرا تقسیم کنند. زیرا معتقد است این تقسیم بندی ها، بی مهری به شعر و آیینگی است. ویژگی شعر بهمنی، نو دیدن اوست. به عنوان مثال در زمان ارتحال حضرت امام (ره) که همه شاعران از تیره و تار شدن زمین و آسمان داد سخن سر می دادند و از گریه و زاری مردم می نوشتند، وی اینگونه سرود:

زنده تر از تو کسی نیست، چرا گریه کنیم؟

مرگمان باد و مباد، آنکه تو را گریه کنیم

این شعر در آن موقعیت همه را میخکوب کرد و باعث شد تمام گوش ها و نگاهها به سوی این شعر جلب شود. چون حرف تازه ای داشت و با حرف دیگران فرق می کرد. متاسفانه برخی جوانان به دلیل ناتوانی در سرودن اشعار کلاسیک، به سمت شعر نو روی آورده اند. برخی دیگر از این جوانان هم به دلیل ناآگاهی از رمز و راز شعر نو، با شعر نو به مخالفت می پردازند و همچنان در سرودن اشعار کلاسیک آن هم به سبک مولانا و سعدی و … اصرار می ورزند، که هیچکدام از اینها حرفی هم برای گفتن ندارند. یعنی همان حرف هایی که دیگران زده اند را دوباره تکرار می کنند. به عقیده این حقیر آنهایی که شعر نو را قبول ندارند، شاعر نیستند و شعر را نمی شناسند.

برای نمونه به قسمتی از شعر «صدای پای آب» سهراب سپهری توجه کنید:

و نترسیم از مرگ
 مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ وارونه یک زنجره نیست
 مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد
 مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید…

ببینید زنده یاد سهراب سپهری به عنوان یک نوسرا چه زیبا می سرایند! پس بدانیم که شعریت ربطی به وزن و قافیه ندارد.

به قلم: حسین فریدونی

بازدیدها: ۲۳۸