جامعه روستایی هرمزگان؛ چالش ها و فرصت ها

روستای سرخون بندرعباس
صدف نیوز/ امیرحارث رحیمی روزنامه نگار و پژوهشگر
جامعه روستایی در کشور ما همواره مورد غفلت قرار گرفته است و مقایسه وضعیت کنونی و با شرایط قرن های گذشته نشان می دهد که جامعه امروز ایران نسبت به گذشته ترکیب معکوسی یافته است به طوری که جامعه ای که روزگاری بیش از دو سوم آن روستایی و یک سوم آن شهرنشین بود آرام آرام به سرزمینی تبدیل شده که در آن دو سوم جمعیت در شهرها ساکن و یک سوم روستا نشین هستند.
در ایران توجه به روستاها همواره مقطعی بوده و هیچگاه مدیریت روستایی به طور واقعی و عادلانه تحقق نیافته است و در هر دورهای به تناسب نیازهای سیاسی کشور توجه حکومت ها به برخی موضوعات جلب شده و بقیه فعالیت های حیات جمعی روستاییان به حال خود رها و سامان نگرفته است. مدیریت بر امور عمومی و فعالیت های جمعی و عمرانی روستاها تاکنون تحقق نیافته ولی مدیریت از حیث سیاسی که به معنای اعمال نظارت و کنترل روستاهاست با کیفیت های گوناگون صورت گرفته است.
دولت ها بیش از آنکه به ارتقای سطح زندگی روستاییان و توسعه متوازن روستاها و آبادانی آن بیندیشند به کنترل روستاها و تحکیم پایههای قدرت سیاسی خود در اجتماعات روستایی اولویت داده تا روستاییان به عاملی جهت تضعیف حکومت ها بدل نشوند و مطیع اوامر و دستورات دولت ها باشند و تنها رضایت خاطر دولت ها فراهم گردد و این چیزی است که دولت ها تاکنون خواستار آن بودند.
اما این غفلت توأم با جاه طلبی و اقتدار گویی مفرط دولت ها مانع از آن شد که به روستا به عنوان کانون های اقتصادی و تولیدی با اهمیت در کشور نگاه کنند و برای رونق بخشیدن به اقتصاد جامعه روستایی برنامهریزی کنند.
در این میان خصوصاً دولتهای متکی به درآمدهای نفتی خود را از نقش اقتصادی روستا بی نیاز پنداشته اند و در نتیجه زراعت و تولید در روستا نیز رو به ضعف گذاشته است، وقتی بنیه اقتصادی و زیربنایی حیات مادی روستا تضعیف شود نباید انتظار داشت که در سایر عرصه های اجتماعی آن رشد و تحول صورت گیرد.
از این رو، روز به روز روستاها در کشور به حاشیه رانده شده و بیش از پیش به خدمات عمومی محتاج شدند، در عین حال مواردی بنا به ضرورت زمان در روستاها انجام میگرفت اما اینها اقداماتی نبودند که در قالب یک برنامه مدون بلندمدت توسعه روستایی و برای حفظ و رونق بخشیدن به روستاها صورت گیرد.
مهمترین نشانه این ادعا آن است که مهاجرت روستاییان به شهرها همواره سیر صعودی داشته است و این مهاجرت نتیجه آن است که نتوانستند شوق و دلگرمی و امید به ماندن برای ساکنان روستاها فراهم شود و از طرفی مدیریت سیاسی که همیشه سعی در کنترل و ایجاد محدودیت برای روستاییان داشته است و مدیریت در سایر حوزه ها هم عمدتاً در جهت هدایت خدمات شهر به روستا انجام پذیرفته است و با خارج ساختن عوامل تولید از دست روستاییان، آنان نیز نسبت به زراعت و تولید بی انگیزه نموده است.
مهاجرت روستاییان به شهرها حکایت از آن دارد که تعلق و دلبستگی روستایی به روستا ایجاد نشده است و عوامل بسیار متعددی در این گرایش به گریز از روستا دخالت دارند که همه را میتوان در این چارچوب تعریف کرد که “مدیریت روستایی واقع نگر، توسعه گرا، جامع، هدفمند و برنامه دار” شکل نگرفته است.
اگر چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت ها خدمات ارزشمندی را در اقصی نقاط روستایی کشور ایجاد نموده اما آنطور که باید و شاید به روستاها توجه نشده و این غفلتها همچنان ادامه دارد.
در استان هرمزگان مهاجرت از روستا طی سالهای اخیر رشد داشته و تا سال ۸۰ حدود ۵۵ درصد مردم استان در روستا ساکن بوده که طبق اطلاعات منتشر شده از سرشماری دوره ای در هرمزگان، ضریب شهرنشینی طی ۴۵ سال از ۱۵ درصد به ۵۰ درصد در سال ۱۳۹۰ افزایش یافته است و بر اساس سرشماری ۱۳۹۵ میزان شهرنشینی از ۵۰ درصد در سال ۱۳۹۰ به میزان ۵۴٫۷ درصد در سال ۱۳۹۵ افزایش یافته است.
لذا جلوگیری از روند مهاجرت به شهرها نیازمند شکوفا کردن اقتصاد روستا می باشد و شایسته است که پس از ده ها سال بیتدبیری و سردرگمی، نهادها و نقشهایی در جامعه روستایی تعریف شود که وظایف روشن و آشکار و جایگاه قابل قبول و قابل فهمی برای روستاییان داشته باشد و این کار باید هر چه زودتر صورت گیرد، و اگر باز هم سال های دیگر را صرف آزمون و خطا کنیم، نسل آینده دیگر مکانی را به نام روستا نخواهد شناخت.
ساعت: ۱۰:۵۷ بعد از ظهر - ۱۴۰۱/۰۶/۱۲
بازدیدها: 230






آخرین دیدگاهها