سایت صدف نیوز- شماره مجوز: 83030

جایگاه شعر در زندگی از نگاه شاعران هرمزگان

جایگاه شعر در زندگی از نگاه شاعران هرمزگان

روز شعر و ادب فارسی

“به مناسبت ۲۷ شهریورماه، روز بزرگداشت شعروادب فارسی” انجمن ادبی شعر و دریا، پرسشی را در بین شاعران عضو این انجمن مطرح کرد.

به گزارش صدف نیوز، پاسخ جمعی از اهالی ادبیات به پرسش روابط عمومی انجمن ادبی ” شعرودریا”ی هرمزگان، با این مضمون که «شعر در زندگی شما چه جایگاهی دارد؟» را با هم می خوانیم.

 

مسلم محبی:

برای من تحمل دنیا بدون شعر ممکن نیست، بدون شعر عدم را به هستی ترجیح می دهم، شعر بخشی از زندگی ام نیست که تمام من است.

 

معصومه مرشدی:

” همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی”

زندگی من به دونیمه‌ی قبل ازشعر و پس از آن تقسیم شده و هرچه هست پس از شعراست.تصور زندگی‌ بدون‌ شعر غیرممکن‌ است. باشد که‌ کلماتی‌ که‌ از عمق‌ جانمان‌ برآمده‌اند‌ بر دل‌ و روح‌ مخاطبان‌ بنشینند‌.

 

ابراهیم ضعیفی :

شاعر و شعر دوسوی یک رابطه ی عمیق اند.

شعر از ژرف ترین نقطه ی اقیانوس وجود شاعر می آید.

و آرامش درون ، لذت حسی ، افزون شدن قدرت بیان و عاشق شدن را برای شاعر به ارمغان می آورد.

نجمه محمودی لورگی:

“شعر برای من رفیق سخت ترین روزهای زندگی، همدم و پناه و عشق ماندگارم بوده.”

منوچهرضیایی :

من با حروف الفبا

از شعر مرهمی میسازم

بر زخمهایم

 

نرگس نصیری:

“شعرها مثال آینه ای هستند که هر انسانی به آن  بنگرد، تصویری جدید از خود را در آن می یابد.”

 

دکتر نصرت اله مجیدی:

آنجا که کلام عادی ، از بیان عواطف و جوشش درونی باز می ماند، شعر پا پیش می نهد و دنیایی  خلق میکند که در عالم واقع موجود نیست.

 

شیوا شاکری:

“در اندرون من خسته‌دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست”

 

دکتر اسدالله نوروزی:

راستی زندان سرایی بود اقلیم وجود

گر چراغ شعر روشن در شب تارم نبود!

(بیتی از استاد شفیعی کدکنی)

 

حسین فریدونی:

شعر در زندگی من نقش پرواز در آسمان خیال و رهایی از درد و رنج های روزمره زندگی را دارد.

 

عبداله خوشرفتار:

شعر در زندگی من به معنای تلاش در راستای دوست داشتن و عشق ورزیدن به هستی و رسیدن به تعالی و شعور زیرا بر این باورم شعر باید مرا به شعور برساند. شعر بدون شعور شعاری بیش نیست.

 

فاطمه شایگان:

“جایگاه شعر ؛شعر مادرمن است و من فرزندی بازیگوش که با بالا و پایین انداختن کلمات تمامم را به او ابراز میکنم

شعر برای من حرف های ندیده  ،جنگ های نشده واحساسات خوابیده در گلو کنارخیالی سپید و سیاه در رویا یی نخوابیده است.”

 

نگین پوراسدی:

“این روز ها، “مخصوصا این روز ها”

شعر در زندگی من،  یک پناهِ آخری شده که بهم کمک میکنه زندگی کنم.

تو محیط شعر نفس میگیرم و به دنیا برمیگردم.”

 

حسین کریمی :

شعر باعث شده است تا زندگی من، روحی تازه در آن دمیده شود، آوا و طنین شعر، عشق را در زندگیم چون اندلیبی که در طبیعت اواز سر میدهد مرا سرشار از خود میکند تا با همت این عشق بسرایم، هرآنچه دیده و. شنیده میشود، اری و شعر گویی راهبری در وجودم مرا به سوی اینده رهنماست

 

خدیجه صباحی زاده:

“با شعر می شود تجربه های خام را با واژه های موسیقی دار بیان کرد، چیزی که با نثر ساده امکان پذیر نیست. با روایت های شعری می توانیم دغدغه ها، امید ها و پرسش ها وحتی احساسات مان در موقعیت های مختلف در زندگی را مرور کنیم و به گونه ای دیگر بیان کنیم. به تعبیری دیگر با شعر زندگی می کنیم.”

 

مرتضی رحیمی نژاد:

شعر یعنی رسیدن به آرامشی که در زندگی امروز من گم شده است

 

مهرنوش ایزدپرست:

“شعر مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست، بلکه آینه‌ای است که در آن اندیشه‌ها، احساسات و تجربه‌های من بازتاب پیدا می‌کند. از طریق شعر می‌توانم دردها، شادی‌ها، امیدها و نگرانی‌هایم را بیان کنم

در واقع، شعر  پناهگاهی است برای دل و جانم، چیزهایی که گاهی گفتنشان در زبان معمولی دشوار است.”

 

معصومه پورثمالی:

“شعر دردها مشکلات  شادمانی و  زیبایی های زندگی ام را خلق وساختاری از واژه ها ست که حال دلم را خوب میکند.”

 

ستاره براهیمی:

“من با شعر زنده بودن رو تجربه میکنم

زنانگیم با شعر شکوفا میشود

زمان چون اب روان در من میگذرد

شعر با مثبت اندیشی حق گویی و قضاوت  نکردن مرا به سوی انسان بهتر بودن سوق میدهد

شعر زایش شادی در من است.”

 

خاتون رییسی:

“بسته  به دیدگاه فردی واجتماعی وفرهنگی داردشعر ابزاری برای بیان احساسات وانتقال مفاهیم می باشد.

جایگاه شعر در ساختاراجتماعی فرهنگی وسیاسی خود تولید می شود.”

 

یعقوب باوقار زعیمی:

شعر برای من رقص کلمات است که در من وجدی غیر قابل توصیف را بر می انگیزاند!

 

مهرداد طاهری:

من دلم شعر می‌خواهد

من دلم همیشه شعر می‌خواهد

من اکسیژن از هوای شعر می‌گیرم

مادرم من را در سرزمین شعر بدنیا آورد

 

فرزاد خسروی:

برای منی که زخم هایم انگار نمی خواهند کهنه شوند، شعر مرحمی ست بر زخم هایم. با شعر احساس میکنم که تنها نیستم.

 

دکتر محمدرضا تولایی:

«شعر برای من، تنها موضوع پژوهش و تدریس نیست؛ شیوه‌ای برای زیستن و نگریستن به جهان است. هر بیت، افقی تازه پیش رویم گشوده و در شادی و رنج، همدم و راهنمای من بوده است.

آنچه می‌آموزم و می‌پرورم، همه از روشنایی این سرچشمه جان‌بخش سیراب می‌شود.»

 

فرزانه علیمحدی:

شعر صبح است

صبحی که یک زن

موهایش را به باد

و غم هایش را به خاک می سپارد

 

‌زهرا عفیفه:

شعر تمام من است و چون تن و جان دوست میدارمش.

 

نسا شبتاری:

برای من شعر معدن سخن های ناگفته است مثل بالی برای پرواز برای

 

جواد خاشعی:

نوشتن معجزه می‌کند

زیباترین معجزه این است که در قالب شعر شعور و جهان بینی اتفاق می افتد

و آرامشی که در واژه ها نهفته است هر هیاهویی را خنثی می کند.

ساعت: ۰۱:۵۲ بعد از ظهر - ۱۴۰۴/۰۶/۲۸

بازدیدها: 51

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *